ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

250

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

حارث ، هند دختر ابو سفيان بود . مادر عبد الله بن حارث وى را تربيت نيكويى نكرده بود از اين روى مردم وى را سرزنش مىكردند . عبد الله بن زبير ، حارث بن عبيد الله بن ابى ربيعه را بر بصره امير كرد ، پس از وى حمزه بن زبير و پس از او نيز مصعب را به اميرى بصره گماشت . و پس از آن كوفه و بصره را به طور يكپارچه در اختيار مصعب قرار داد . وقتى كه عبد الله كوفه را به برادرش مصعب سپرد ، مختار عبد الله را از اميرى كوفه بر كنار و به نفع خاندان رسول خدا ( ص ) دعوت خود را آغاز كرد . در اين ميان مختار خواستار آن بود تا براى محمد بن حنفيه دعوت خود را آشكار كند . عبد الله بن زبير به برادرش مصعب چنين نوشت : به سوى مختار برو و او را از بين ببر . مصعب نيز به سوى مختار آمد و پس از سه روز جنگ و درگيرى ، مختار شكست خورد و سرانجام كشته شد . مصعب سر مختار را براى برادرش فرستاد . از ياران مختار حدود هشت هزار نفر كشته شدند ، مصعب در سال 71 هجرى براى به جا آوردن حج به مكه رفت . وقتى كه نزد برادرش رسيد ، عده‌اى از بزرگان و سران قريش نيز حضور داشتند ، مصعب گفت : يا امير المؤمنين ، به همراه بزرگان و سران عراق نزد تو آمده‌ام ، همهء آنها در ميان قومشان مورد اطاعت هستند ، و براى اين كه با تو بيعت كنند به اين جا آمده‌اند ، از مال‌هايى كه نزد توست به آنان نيز بده . عبد الله گفت : با بندگان عراق نزد من آمده‌اى و به من فرمان مىدهى كه مال خدا را به آنان بدهم ، هرگز چنين نخواهم كرد . به خدا سوگند دوست دارم ، ده نفر از آنان را بدهم و يكى از مردم شام را بگيرم . مردى گفت : عبد الله ، ما به تو چسبيده‌ايم در حالى كه تو به مردم شام چسبيده‌اى . مردم عراق از عبد الله مأيوس شدند و او را رها كردند ، همهء آنان يك نظر بر اين شدند تا او را از خلافت بر كنار كنند و نامه‌اى براى عبد الملك بن مروان به شام بفرستند و از وى درخواست كنند تا نزد آنان به عراق آيد . بر كنارى عبد الله بن زبير مردم وقتى كه در بر كنارى عبد الله مصمم شدند ، نامه‌اى براى عبد الملك نوشتند و از او خواستند به سوى آنان بيايد ، وقتى كه عبد الملك خواست از شام حركت كند ، عمرو بن سعيد دروازهء شهر دمشق را بست و به عبد الملك گفت : چكار مىخواهى بكنى ؟ آيا به عراق مىروى و دمشق را رها مىكنى ؟ مردم شام براى تو بهتر از مردم عراقند .